تبليغاتX
همراز همیشگی
 

همراز همیشگی

 
 

معرفی نویسندگان بزرگ و زندگینامه و آثار آنان

 
 
پریناز
پریناز

دلم می خواد از طریق این وبلاگ دوستای زیادی پیدا کنم.
pari.masoudi@gmail.com

 
PageRank

پیوند ها

واکسی

یاشاسین آذربایجان

مینای شهر خاموش

حیاط خلوت

آشنايي با يك معلول قطع نخاع

عشق آزادی و آزادی عشق

خط خطی های دلتنگی

تسنیم

فقط هاله ی دورش ... نه خود ماه

چاغنامه

قاصدک گمشده

درد دلهای ملکه تنهایی

یک سال کافی بود

سنجاق قفلی

فانوس خیال

فرزندی از فرزندان کوروش (امید)

پیام آور آریایی

کوروش بزرگ

ایرانی فریاد بزن(ققنوس)

هفته نامه پیام بهبهان

خودمونی(پرویز)

فریاد سکوت

نسرین

دلتنگی های یک مشکی پوش

شاخه گلی از یک طلبه

دلم رو بکنم بندازم دور؟

روزمرگی ها

ایران سرزمینم

.:: آموزش و دانلود نرم افزار و موزیک ::.

((( هرچی بخوای هست)))

هفته نامه پیام بهبهان

تنهای تنها(سها)

جمع مستان

سوگند نیک

بی فریاد

من دیوانه نیستم

جهنم+ من یا من + جهنم

جورواجور

ن والقلم و ما يسطرون

تنهایی (شاپور)

جوونی آزاد

محسن چاووشی & حامد هاکان & محسن یگانه

سوته دلان

+++مرجع دانلود کتابهای الکترونیکی+++

"طلوع وحدت(هادی) "

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

سهراب سپهری

یا امام رضا....

ملکه جنایت(آگاتا کریستی)

دوباره درس و دانشگاه

اینبار نویسنده ای از تبریز که مرگ مشکوکی داشت

جایزه‌ی سوفیا برای ممتاز بودن در زمینه‌ی کاری‌اش

نویسنده ای با سبک واقع نویسی جادوگرانه از گواتمالا

او را بزرگترين نمايشنامه‌نويس در زبان انگليسي دانسته‌اند.

نويسنده، سياستمدار و ماجراجوى فرانسوى

شاید این جمعه بیاید...شاید...

 

آرشيو مطالب

هفته سوم آبان 1388

هفته دوم آبان 1388

هفته چهارم مهر 1388

هفته اوّل مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته دوم شهریور 1388

هفته چهارم مرداد 1388

هفته سوم مرداد 1388

هفته دوم مرداد 1388

هفته اوّل مرداد 1388

هفته چهارم تیر 1388

هفته سوم تیر 1388

هفته دوم تیر 1388

هفته اوّل خرداد 1388

هفته چهارم اردیبهشت 1388

هفته اوّل اردیبهشت 1388

هفته چهارم فروردین 1388

هفته سوم فروردین 1388

هفته دوم فروردین 1388

هفته اوّل فروردین 1388

هفته چهارم اسفند 1387

هفته سوم اسفند 1387

هفته دوم اسفند 1387

هفته چهارم بهمن 1387

هفته سوم بهمن 1387

هفته دوم بهمن 1387

هفته اوّل بهمن 1387

هفته چهارم دی 1387

هفته اوّل دی 1387

هفته چهارم آذر 1387

هفته سوم آذر 1387

هفته دوم آذر 1387

هفته چهارم شهریور 1387

هفته سوم شهریور 1387

هفته دوم شهریور 1387

هفته اوّل شهریور 1387

هفته چهارم مرداد 1387

هفته سوم مرداد 1387

هفته دوم مرداد 1387

هفته اوّل مرداد 1387

هفته چهارم تیر 1387

هفته سوم تیر 1387

هفته دوم تیر 1387

هفته چهارم خرداد 1387

هفته دوم خرداد 1387

 
 

سهراب سپهری

تصویر


سهراب سپهری در 15 مهر ماه 1307 در شهر کاشان به دنیا آمد. پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این حال به هنر و ادب علاقه ای وافر داشت. نقاشی می کرد، تار می ساخت و خط خوبی هم داشت.

سپهری در سال های نوجوانی پدرش را از دست داد و در یکی از شعرهای دوره جوانی از پدرش یاد کرده است (خیال پدر) یکسال بعد از مرگ او سروده است:

در عالم خیال به چشم آمدم پدر
کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
دستی کشیده بر سر رویم به لطف و مهر
یک سال می گذشت، پسر را ندیده بود


مادر سپهری فروغ ایران سپهری بود. او بعد از فوت شوهرش، سرپرستی سهراب را به عهده گرفت و سپهری او را بسیار دوست می داشت.

دوره کودکی سپهری در کاشان گذشت. سهراب دوره شش ساله ابتدایی را در دبستان خیام این شهر گذرانید.

سپهری دانش آموزی منظم و درس خوان بود و درس ادبیات را دوست داشت و به خوش نویسی علاقه مند بود.

سپهری در سال های کودکی شعر هم می گفت، یک روز که به علت بیماری در خانه مانده و به مدرسه نرفته بود با ذهن کودکانه اش نوشت:

ز جمعه تا سه شنبه خفته نالان
نکردم هیچ یادی از دبستان
ز درد دل شب و روزم گرفتار
ندارم من دمی از درد آرام


در مهرماه 1319 سپهری به دوره دبیرستان قدم گذارد و در خرداد ماه 1326 آن را به پایان رساند.

سهراب از سال چهارم دبیرستان به دانش سرا رفت و در آذر ماه 1325 یعنی اندکی بیش از یک سال بعد از به پایان رساندن دوره دو ساله دانش سرای مقدماتی به استخدام اداره فرهنگ کاشان (اداره آموزش و پرورش) در آمد و تا شهریور 1327 در این اداره ماند.

در این هنگام در امتحانات ادبیات شرکت کرد و دیپلم کامل دوره دبیرستان را نیز گرفت.

سال بعد او به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت. وقتی که در این دانشکده بود، نخستین دفتر شعرهایش را چاپ کرد و مشفق کاشانی با دیدن شعرهای سپهری پیش بینی کرد که او در آینده آثار ارزشمندی به ادبیات ایران هدیه خواهد داد.

اولین کتاب سپهری با نام "مرگ رنگ" در تهران منتشر شد که به سبک نیما یوشیج بود.

سپهری دومین مجموعه شعر خود را با نام "زندگی خواب ها" در سال 1332 سرود و در همین سال بود که دوره لیسانس نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا با رتبه اول و دریافت نشان اول علمی به پایان رساند.

از سال 1332 به بعد، زندگی سپهری در گشت و گذار و مطالعه نقاشی و حکاکی در پاریس، رم و هند و شرکت در نمایشگاه ها و آموختن و تدریس نقاشی گذشت، تا جایی که بعضی او را "شاعری نقاش" خوانده اند و بعضی دیگر "نقاشی شاعر".

سهراب در سال 1337 دو کتاب "آوار آفتاب" و "شرق انده" را آماده چاپ کرد ولی موفق به چاپ آنها نشد و سرانجام در سال 1340 این دو کتاب به انضمام "زندگی خواب ها" زیر عنوان "آوار کتاب" منتشر شد.

در این کتاب می توان به جلوه های زبان خاص سپهری برخورد کرد و همچنین شور و شوق آمیختگی با طبیعت را- که در شعرهای بعدی کاملاً واضح می شود- بیشتر دید.

در "شرق اندوه" سپهری از هر نظر تحت تاثیر غزلیات مولوی است و شعرهای این مجموعه همه شادمانه و شورانگیزند.

دو شعر بلند "صدای پای آب" و "مسافر" پنجمین و ششمین کتاب های او هستند.

تصویر


شهرت سپهری از سال 1344 و با انتشار شعر بلند "صدای پای آب" آغاز شد. در "صدای پای آب" است که محتوای ویژه ی شعر سپهری فرمش را می یابد. فرم و محتوای شعر سپهری، از "صدای پای آب" به بعد به هماهنگی می رسند.

"صدای پای آب"، کنایه از صدای پای مسافری در سفر زندگی است.

این شعر که روز به روز بر شهرت و محبوبیت او افزود، اولین بار در فصلنامه ی آرش در آبان همان سال منتشر شد.

سپهری که تمام عمرش را به دور از جنجال روزنامه ها و مجلات و فقط با دوستان اندک و تنهایی خود می زیست و بدین سبب از طرف نشریات جدی گرفته نشده بود، در سال 1345 با انتشار شعر بلند "مسافر" که یکی از درخشان ترین شعرهای فارسی است، بزرگی و شاعری اش را بر نشریات تحمیل کرد.

"مسافر" تأمل و سیر و سفر شاعر است در فلسفه ی زندگی.

"جحم سبز" هفتمین مجموعه شعری سپهری و کامل ترین آنها است.

"حجم سبز" پایان آخرین جستجوی های سپهری در شعر "مسافر" اوست. گویی پاسخ همه پرسش ها را یافته و به همه حقایق رسیده است.

شاعر دیگر منتظر مژده دهندگان نمی ماند بلکه خود قصد می کند که بیاید و پیام آورد: روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد ...

هشتمین و آخرین مجموعه شعری سهراب سپهری "ما هیچ، ما نگاه" است.

در این کتاب بر خلاف مجموعه"حجم سبز" و دو شعر بلند "صدای پای آب" و "مسافر" شاعر روی به یأس دارد. اما یأسی که جز از حوزه ذهن رنگین سپهری بیرون نمی تراود.

سپهری در سال 1355 تمام هشت دفتر و منظومه خود را در "هشت کتاب" گرد آورد.

"هشت کتاب" نموداری تمام از سیر معنوی شاعر جویای حقیقت است، از اعتراضات سیاسی تا شور جست و جو و ره سپردن در عرفانی زمینی.

"هشت کتاب" یکی از اثر گذارترین و محبوب ترین مچموعه ها، در تاریخ شعر نو ایران است.


سپهری در سال 1357 به بیماری سرطان خون مبتلا شد و در سال 1358 برای درمان به انگلستان رفت، اما بیماری بسیار پیشرفت کرده بود و سرانجام در اول اردیبهشت ماه 1359 ، سهراب سپهری به ابدیت پیوست.

نخست قرار بود که طبق خواست خودش او را در روستای"گلستانه" به خاک بسپارند، اما به پیشنهاد یکی از دوستانش برای اینکه طغیان رود، مزارش را از بین نبرد او را در صحن "امامزاده سلطان علی" دهستان مشهد اردهال به خاک سپردند.

img/daneshnameh_up/5/5e/sohrab1.jpg


نمونه ای از شعر سهراب سپهری از مجموعه "حجم سبز"

به باغ هم‌سفران

صدا کن مرا
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.

red:******

کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین، عقربک‌های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می‌کنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی‌ام.
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.

***

مرا گرم کن
(و یک‌بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد
و باران تندی گرفت
و سردم شد، آن وقت در پشت یک سنگ،
اجاق شقایق مرا گرم کرد.)

***

در این کوچه‌هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می‌ترسم.
من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است.
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد.
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد.
و آن وقت
حکایت کن از بمب‌هایی که من خواب بودم، و افتاد.
حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم، و تر شد.
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
در آن گیروداری که چرخ زره‌پوش از روی رویای کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.

***

و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش "استوا" گرم،
تو را در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید. ~~

جمعه پانزدهم آبان 1388 |

 

یا امام رضا....

منت بر سر تقویم گذاشتی

پاییز را شرمنده کردی

آبان را سرافراز نمودی

و

۸ را تا ابد خجالت دادی

روز میلادت مبارک

یا امام رضا

جمعه هشتم آبان 1388 |

 

ملکه جنایت(آگاتا کریستی)

آگاتا کریستی خالق شخصیتهای معروفی چون هرکول پوآرو و خانم مارپل


لیدی مالوُوان آگاتا ماری کلاریسا مشهور به [بانو] آگاتا کریستی (1890 ـ 1976) و ملقب به «ملکه‌ی جنایت»، مشهورترین و پرفروش‌ترین نویسنده در ژانر جنایی‌ـ‌پلیسی است که تأثیر بسیاری بر نویسندگان عصر طلایی ادبیات جنایی و نویسندگان بعد از خود گذاشت. او آثاری در ژانرهای دیگر نیز دارد، اما تنها 66 رمان و چندین مجموعه‌داستان جنایی او (به ویژه آن‌هایی که شخصیت اصلی اثر هرکول پوارو یا خانم مارپل) است که نامش را تا این اندازه بلندآوازه کرده است.
آگاتا کریستی در در تورکوای از توابع دِووُن در انگلستان به دنیا آمد و کوچک‌ترین فرزند خانواده‌اش بود. پدر و برادرش را در کودکی از دست داد و بدون آنکه به مدرسه برود در خانه و تحت نظر مادرش تحصیلاتش را گذراند و به تشویق مادرش به نوشتن و نیز آموختن موسیقی پرداخت. در سال 1914 ازدواج کرد و پنج سال بعد صاحب دختر شد. در جنگ جهانی اول به عنوان پرستار به جبهه‌ی جنگ پیوست و اطلاعات بسیاری در مورد پزشکی کسب کرد که بعدها در رمان‌هایش استفاده‌ی بسیاری از آن‌ها برد. چند سال بعد طلاق گرفت و به سفرهای متعدد از جمله به کشورهای مختلف خاور میانه پرداخت. در سال 1930 که تا آن زمان چند کتاب پرفروش منتشر کرده بود و مادرش را نیز از دست داده بود، برای دومین بار ازدواج کرد.
بر طبق برخی آمارها کتاب‌های آگاتا کریستی نزدیک به یک میلیارد نسخه در بریتانیا و یک میلیارد نسخه در سرتاسر جهان فروش رفته‌اند. کریستی در سال 1955، نخستین کسی بود که جایزه‌ی استاد اعظم را از مجمع معمایی‌نویسان امریکا دریافت کرد. در سال 1967 مدرکی افتخاری از دانشکاه اکستر انگلیس دریافت کرد و در سال 1967 به ریاست باشگاه کارآگاهی بریتانیا رسید. در سال 1971 نیز بالاترین افتخار خود یعنی لقب دِیم (بانو) (معادل لقب افتخاری سِر) را دریافت کرد.
کتاب‌های او بارها و بارها به صورت فیلم یا سریال‌های تلویزیونی یا نمایشنامه درآمده‌اند که معمولاً در میان محبوب‌ترین کارها جای داشته‌اند. برای نمونه می‌توان به نمایشنامه‌ی او به نام تله‌موش اشاره کرد که مقام طولانی‌ترین اجرا را در شهر لندن دارد. این نمایشنامه از سال 1955 تا به حال بیش از 20000 بار در شهر لندن اجرا شده است

 

 

پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 |

 

دوباره درس و دانشگاه

سلام به دوستای گلم به همراز های  همیشگی و دوست داشتنی

مهر آغاز شد و دوباره باید بریم دنبال درس و دانشگاه 

میدونم که همینطوریم دیر به دیر بهتون سرمیزنم یا پست جدید میذارم

ازتون میخوام توی این ترم آخری که سرم خیلی شلوغه و شاید نتونم به همتون سربزنم و از وبهای نازتون دیدن کنم منو فراموش نکنید.

 همراز برای ادامه راهش برای روشن نگه داشتن چراغ کلبه اش به محبتها و حسن نظرات شما نیاز داره.

برام خیلی دعا کنید راه پر از فرازو نشیبی در مسیرم دارم درسای ترم آخر و امتحان ارشد و از همه مهمتر  رسیدن به کسی که بهم زندگی بخشید.

دوستتون دارم و براتون آرزوی موفقیت و شادکامی میکنم.

التماس دعا 

 

جمعه سوم مهر 1388 |

 

Weblog Themes By Pars Theme